مطمئنا هر ایرانی شیر پاک خورده ای! هر از چند گاهی , ساعتی را از سر ارادت به عارفان تاریخ ادبیات خود و کسب فیض از آثار آن بزرگ مردان به مطالعه دیوان اشعار و کتب باقیمانده آنان میکند . در این بین علاقه من به مولوی و سپس حافظ موجب شده در طول زندگی لذت درک برخی از حقایق بظاهر ساده را با تمام وجود بچشم .تصمیم دارم از این پس در حد توان آنچه را که در این باب هم یمخوانم و میبینم را برای شما نیز نقل کنم تا به نوبه خود گامی در نهادینه کردن این مهم برداشته باشم . شما نیز این داستان خواندنی را که عینا میآورم را مروری کنید که از تک تک کلمات این مرد خداشناس جواهر میریزد :
نایب گفت که پیش از این کافران بت میپرستیدند و سجود میکردند ما در این زمان همان میکنیم ; اینکه میرویم و مغل را سجود و خدمت میکنیم و خود را مسلمان میدانیم و چندین بتان دیگر در باطن داریم از حرص و هوا و کین و حسد و ما مطیع این جمله ایم . پس ما نیز ظاهرا و باطنا همان کار میکنیم و خویشتن را مسلمان میدانیم . فرمود اما اینجا چیز دیگر است . چون شما را این در خاطر میاید این بد است و ناپسند , قطعا دیده دل شما چیزی بی چون و بی چگونه و عظیم دیده است که این او را زشت و قبیح مینماید ; آب شور , شور کسی را مینماید که او آب شیرین خورده باشد . و بضِدهاتتَبَیَن الاشیاء . (چیز ها به ضد خود آشکار میشوند )
پس حق تعالی در جان شما نور ایمان نهاده است که این کار ها را زشت میبینید . آخر در مقابله نغزی این زشت نماید .و اگر نی , دیگران را چون این درد نیست , در آنچه هستند شادند و میگویند خود کار این دارد .
حق تعالی شما را آن خواهد دادن که مطلوب شماست و همت شما آنجا که هست شما را آن خواهد شدن که الطیرُبطیر بجناحیه و المومنُ یطیرُ بهمته .(پرنده با بال هایش پرواز میکند و مومن با همتش )
نکته این داستان پر معنا همان طور که متوجه شدید آن بود که آنکس که احساس پستی میکند معنیش آن است که چشمش به بلندی افتاده است و گرنه چه بسیارند مردمی که در قعر دره سقوط نموده اند و همچنان دلخوشند .
مغل : منظور همان مردم مغلستان ومردم تاتار و ماوراءالنهر است .








