افراد مختلف نظر های مختلفی برای اینکه چه چیزی موجب شادی میشود دارند . برخی ترفیع را عامل مهم شادی میدانند . دیگری یک زندگی هیجانی و معناگرا را عامل شادی مردم میدانند . خیل عظیمی هم نوع زندگی شخصی افراد را ( شمال مسافرت , رفتار فردی و… ) موثر در شادی آنها میدانند .

به هر حال هر کسی برای شاد شدن نظریه ای مبتنی بر یافته های خود دارد .باید توجه نمود که جامعه و کشور نقش بزرگی در ارتقای احساس شادی در مردم دارند . اما از آنجایی که مولفه های آن پیچیده است به آن نمیپردازم . در این بین برخی یافته های عمومی نیز وجود دارند که اهمیت آنها برای همگان اثبات شده است . در ادامه قصد دارم برخی از این موارد را که وابسته به خود فرد است و در ذهنم گلچین نموده ام , بیان کنم . دقت کنید اهداف کوتاه مدت در این نوشته نخواهید دید . منظور من از درج این جملات ایجاد یک شادی پایدار است .
- خانواده و دوستان و فامیل
- برخی چیز ها را بر گردانید !
- داشتن کاری که معنا و هدفش را درک کرده ایم
- آزادی
- موفقیت
یکی از زمینه های شاد بودن افراد در داشتن یک خانواده گرم است . اهمیت به تک تک افراد خانواده بدون خودخواهی آنرا محفلی برای کسب آرامش و احترام میکند و این روحیه شما را زنده نگاه میدارد . وقتی میگویید زندگی من خوب است یعنی زندگی شما شاد است .انسان هایی که با یک ارتباط عاشقانه و گرم در مسیر زندگی تلاش میکنند همواره بازخورد آن را از طبیعت دریافت میکنند .
در کنار این موضوع همراه بودن با فامیل و یا دوستان خوب نیز اهمیت والایی دارد. تاثیر این گروه بر شما موجب شادی شما خواهد شد . مطمئنا شما مایل نیستید تمام لحظات خود را در کنار خانواده و زیر نظر آنها بگذرانید . اما مهمانی های فامیلی و یا پیک نیک های دوستانه برای یک نهار جمعی (همان کباب با بوی هیزم !) سطح شادی بودن در زندگی شما را ارتقا خواهد داد . دیدن افرادی که آنها را دوست دارید و یا به آنها اعتماد دارید در اطرافتان , شما را از احساس تنهایی دور ساخته و احساس مضاعفی را منتقل میکند . بگذریم از اینکه بسیاری از رفتار های اجتماعی و مترقی ما از همین رفت و آمد های بیان شده کسب میشود .پس دوست نزدیکان خود باشید.
کمک کردن به دیگران, چه از طریق ساده وکوچک و یا بزرگ و مشکل, موجب ارتقای روح و روان انسانی فرد میشود . انجام دادن کاری بدون اینکه کاری برای شما انجام داده باشند شاید در فرهنگ رایج عادی به نظر نرسد , اما در هر حال نتیجه آن احساسی گرم و هیجان زا است .
به اشتراک گذاشتن وقت و سرمایه تان با دیگران بی شک همان احساس گرم و زیبا را از آنها به شما بر میگرداند . این احساس گرم شادی درونی فوق العاده ای را نثارتان میکند . غیر از این ,شما تاثیری را در زندگی و زمان دیگران میگذارید که فکر میکنم بالاخره روزی به شما به همان صورت زیبا بر میگردد .
داشتن کاری با حقوق بالا همیشه موجبات شادی را برای افراد به ارمغان نمی آورد . آنچه اثبات شده اینست که معمولا این قیبل کار ها موجب آزردگی نیز میشوند (مگر اینکه علاقه و رابطه قلبی در آن موجود باشد ) . متاسفانه اغلب افراد شغل ایده آل خود را نمیابند . (خصوصا در کشوری چون ایران و … ) و این موجب میشود تا مفهوم و ارزش کارش را پیدا نکند . رضايت شغلی عاملي است كه باعث افزايش كارايی و نيز احساس رضايت فردی ميشود. با دانستن اینکه کاری که انجام میدهید چه مفهومی و معنایی برای شما دارد با احساس رضایت به سوی هدفی خواهید رفت که دوست دارید .
این کاملا بی معنی است که شما بخواهید احساس شادی کنید وقتی که حتی 1 ذره احساس آزادی در زندگی نمیکنید . شما باید بتوانید خودتان را خلاقانه بروز دهید و یا بتوانید تصمیمی برای خود بگیرید .در همه اینها آزادی حرف اول را میزند .خفه کردن خواسته ها موجب بساری از رفتار های منفی میشود و نارضایتی را به دنبال دارد .
چه کسی نمیخواهد موفق باشد ؟افرادی که موفقیت های شخصی یا حرفه ای در زندگی خود بدست می آورند بیشتر مایل به دنبال کردن دیگر اهداف خود هستند و علاقه مند به کسب تجربیات بیشترند .اونها بیشتر از شیوه ای که در زندگی شان در پیش گرفته اند راضی اند و طبیعتا در دراز مدت بیشتر شاد خواهند بود .
آنچه که خواندید برخی از مواردی بود که فکر میکنم موجب شادی در مردم میشوند . همه چیز در مادیات خلاصه نمیشود . فکر میکنم شادی در امور ساده تر و غیر قابل لمس وجود دارد .به دنبال هر بهانه ای برای شادی باشید …








[...] 5 نکته برای دانستن آنچه که مردم از آن شاد میشوند ! [...]
فكر نمي كنم اصلا شادي بدون اين 5 جزيي كه نوشتين و دقيقا با همين ترتيب معني پيدا كنه، فقط گاهي تحت الشعاع اتفاقاتي قرار مي گيره كه خيلي ساده مي تونن از ما بگيرنش. كاش مي شد آدم ها يك حساب ذخيره شادي هم داشته باشن، براي روزاي مبادا!