اگر امروزه درباره حضور رباتها در زندگی صحبت کنیم شاید برای بیشتر ما این موضوع امری بدیهی بنظر بیاید . دلیل آن هم استفاده کاربردی از ربات ها و نقش تکنولوژی و فرهنگ سازی برای استفاده از آن در زندگی ماست . سینمای جهان نیز که میتوان اثراتی از روج جوامع را در ان دید نیز نقش این موجودات ماشینی را درک نموده و کارگردانان تاثیر بسزایی در مقبولیت این موضوع داشته اند . اگر کمی دقت کنیم ربات ها که در اوایل حضور خود نقشی یاری رسان و تسهیل کننده امور زندگی انسان ها را دارا بودند با پیشرفت علم و مباحث Learning و هوش مصنوعی صفات انسانی را در خود پر رنگ تر نموده و بعضا نظریاتی چوت ازدواج با انسان ! , زندگی مستقل از انسان ها و… به گوشمان رسیده است . ” من ربات هستم ” (I,Robot ) نمونه ای از سرکشی ربات ها را به عین نمایش میدهد . در این فیلم ربات ها به نوعی برای انسان ها تصمیم گیرنده میشوند و این را از هوش بالاتر خود میدانند و… یا فیلم (Minority Report) که آن موجودات کوچک وارد حریم های شخصی میشوند و تصویری دیگر از سرکشی مبتنی بر هوشمندی را ایجاد میکنند . از لابلای مسائلی که مطرح نمودم میتوان براحتی به دو موضوع پی برد : یکی تاثیر ربات ها در ساخت فیلم های تخیلی و دوم جهت داستان ها برای بیان خطر هوشمند سازی ماشین ها و تاثیر آن در انقراض بشر . ترکیب این دو موضوع سوژه مناسبی برای خلق فیلم های تخیلی بشمار میرود و تاکنون نیز , تاریخ فیلم های تخیلی رباتیک حاکی از این امر است.
نکته حائز اهمیت دیگری نیز مد نظرم میباشد .تفاوت سینمای امروز در ساخت فیلم های علمی – تخیلی با زمان (Georges Méliès) پدر سینمای علمی –تخیلی (Science-Fiction) در اشاره این فیلم های به دغدغه های امروزی نسل بشر و خطرات ماشینی شدن زندگی انسان هاست . کاهش روابط انسان ها به دلیل حضور تکنولوژی و تیره شدن روابط اجتماعی , از بین رفتن ارزش های انسانی نظیر دلسوزی , کمک و دلجویی و… همگی عناوینی است که در فیلم های سینمای علمی- تخیلی امروزی به چشم میخورند .هر چند ممکن است نقش ربات ها در کمک به انسان در برخی سکانس ها به چشم بخورد لیکن پیام محتوایی فیلم های علمی – تخیلی چنین مفهومی را در بطن خود میپروراند و آن حضور یک روح سرد که خطرش در تمامی فیلم ها مشهود است . حمله موجودات عجیب و تهدید نسل بشر همگی نشانه هایی از ارائه تصویر از آینده بشریت دارند. جهانی که امتداد جامعه کنونی ما میباشد. تصویری که حتی فکر ان هم موجب ایجاد ترس در بیننده خواهد کرد . آینده ای که دنیای انسان ها توسط ساخته های خود تسخیر شده و راه خلاصی از ان متصور نیست . فیلم (Terminator) و (Matrix) نمونه هایی از این تهدیدات هستند .
نکته ای که در مورد این نوع فیلم ها حائز اهمیت میباشد , اینست که تنها فیلم هایی از این دسته بیشتر مورد استقبال بیننده قرر میگیرند که در بستری از واقعیت و زندگی روزمره اتفاق بیفتند چرا که بیننده را بدون انکه احساس غریبی ای را به وی تحمیل کند آرام آرام به یک آینده سرد و تاریک هدایت میکند . نمونه این نوع نگرش در فیلم ( Iron Man ) تحقق یافته که من را نیز همچون بیننده های تمام جهان وادار به تحسین ” جان فوريو ” نموده است . او مردي متعلق به زمانه ماست که تنها توانايي اش ساختن و ابداع ابزار است. يک مغز متفکر که سرانجام به قدرت تخريبي اختراعات پي مي برد، شروع پی بردن زمانیست که خود و نیرو های امریکایی مورد تهاجم واقع میشوند . این فیلم نیز نیروهای بد و خوب را برای ادامه داستان فیلم انتخاب میکند و نهایتا پیروزی جریان صلح طلب و خوب بر پلیدی
داستان فیلم از این قرار است که در سفري به افغانستان براي معرفي محصول جديد صنايع استارک به نام موشک جريکو، کاروان نظامي همراه توني استارک مورد حمله قرار گرفته و توني زخمي مي شود. تروريست ها بدن نيمه جان وي را به مخفي گاه خود برده و در آنجا توني توسط اسير ديگري به نام دکتر ينسن مورد مداوا قرار مي گيرد. اما بايد باطري بزرگي را براي جلوگيري از رسيدن ترکش ها به قلب اش با خود به اين طرف و آن طرف بکشد. تروريست ها از توني مي خواهند تا برايشان موشک هاي جريکو بسازد. اما توني به همراه دکتر ينسن به موازات اين کار زرهي بسيار مقاوم و مکانيکي توليد مي کند و موفق به فرار از چنگ تروريست ها مي شود. در بازگشت به آمريکا، توني رآکتور کوچکي براي بدن خود ساخته و سپس اعلام مي کند از اين پس صنايع استارک در زمينه اسلحه سازي فعاليت نخواهد کرد. اما اوباديا استن شريک وي از اين تصميم راضي نيست. توني نيز در آزمايشگاه مجهز خود دست به کار تکميل زره ابداعي خود مي شود. هدف او حفاظت از مردم و تامين صلح است، و به زودي شهرتي فراگير در ميان مردم با عنوان مرد آهني پيدا مي کند. ولي همزمان با اعلام هويت واقعي مرد آهني توسط توني، خبر مي رسد که تروريست ها با سلاح هاي ساخت صنايع استارک و به ويژه موشک جريکو مجهز شده اند. توني خيلي زود کشف مي کند که استن به هر دو طرف جنگ، يعني ارتش آمريکا و تروريست هاي بنيادگراي مسلمان اسلحه مي فروشد. مجهز شدن تروريست ها به موشک جريکو سبب مي شود تا توني مجهز به زره آهنين تازه- که قدرت پرواز نيز به آن اضافه شده- به افغانستان بازگردد. توني در بازگشت به آمريکا دستيارش پپر پاتز را براي يافتن مدارک ارسال اسلحه به تروريست به دفتر استن مي فرستد. استن که مخفيانه سرگرم کار روي زرهي مشابه است، بعد از اطلاع يافتن از ماجرا تصميم به نبرد با توني و نابودي او مي گيرد و ….
درباره صحبت در زمینه نقش تکنولوژی در ساخت فیلم های علمی – تخیلی به همین میزان بسنده میکنم و برای تنوع کاغذ دیواری های فوق العاده با کیفیت و دیدنی از فیلم “Iron Man ” را برای شما ارائه میکنم . از دیدن Iron Man لذت ببرید !





















