امروز در میان خبر هایی که در خبرگزاری ها مرور میکردم چشمم به ماجرای آزادی سرباز کثیف و …. اسرائیلی افتاد که از فاصله نزدیک( حدود 1.5 متری) به یک اسیر فلسطینی که در یک روستا جزو تظاهرات ضد اسرائیلی بود گلوله ضد شورش (از نوع پلاستیکی) شلیک کرد (مطالعه لینک اصلی خبر در بی بی سی ).اگر از اینکه این دو جریان ( اسرائیلی و فلسطینی ) دشمن یکدیگرند و به ظاهر مشاهده چنین جنایاتی عادی به نظر میرسد بگذریم , ارتکاب چنین اعمالی را تنها میتوان به حیوانی بودن ذات این نوع سربازان نسبت داد .به نظر من این فیلم کاملا صهیونیست ها را وارد بحران خبری حادی نمود .حتی مایل نیستم درباره نقض حقوق بشر کلمه ای مطلب بنویسم چرا که دیگر حرفی برای گفتن نیست . چگونه باید از حقوق بشر صحبت کرد زمانی که سردمداران خیالی حقوق بشر این چنین صحنه هایی را می آفرینند و اینگونه از کنارش آرام میگذرند . چقدر دردناک است دیدن دموکراسی اسرائیلی !!!
. گروه “بت سلم ” این فيلم را كه يك دختر مدرسهاي فلسطيني 14ساله در هفتم ژوئيه طي برگزاري يك تظاهرات در روستاي “نعلين” در كرانه باختري و مقابل ديوار حائل رژيم صهيونيستي گرفته بود، به نمايش گذاشت تا از اقدامات ضدبشري اين رژيم ساختگي پرده بردارد.
در اين فيلم، “اشرف ابو رحمان” 27 ساله با چشمان بستهشده و دستان دستبندزده كنار يك خودرو جيپ نظامي ايستاده است. يك سرباز هدفگيري ميكند دو بار امتحان ميكند و سپس به ناگهان از فاصلهاي بسيار نزديك پاي اين فلسطيني را با گلوله هدف قرار ميدهد.
اين سرباز اسرائيلي در جريان تحقيقات از وي اعتراف كرد كه از فرمانده يگانش دستور تيراندازي را گرفته است، از سوي ديگر اين فرمانده نظامي گفت كه فقط از وي خواسته است كه براي ترساندن اين فلسطيني از سلاحش استفاده كند و نه بيشتر از آن.
برای مشاهده این ماجرا که حقیقتا متاثر کننده و برگی دیگر از وحشیگری های رژیم صهیونیستی است فیلم زیر را ببینید :
اين چندين بار است كه تصاوير و فيلمهاي ناشي از شقاوت و وحشیگیری های نظاميان رژيم صهيونيستي عليه ملت مظلوم و بي دفاع فلسطين كه هر روزه قرباني چنين رفتارهايي هستند، منتشر ميشود. .








سلام و خسته نباشید .. نیستید .
ظاهرا خيلي گرفتارين
جناب مدير
ان شاء الله که در رکاب آقا امام زمان (و یا حتی قبل از آن ) ما ، بتونیم این غده سرطانی رو از بین ببریم..
ممنونم جالب بود دوست عزیز
اگه این پست را نمی دیدم شاید نا امید می شدم از اینکه توی نت به جای اینکه بره وقایع الکی را بنویسه بیاد واقعیات را بنویسه و روی تفکر خودش عقده اش را بگه
ممنونم از این پستی که دادید. منو به یاد اون تیکه فیلمی انداخت که پدر و پسره پناه گرفته بودند و ….
شادکام و سرافراز باشید.
نمي دونم جمع حيرت، وحشت و نفرت چي ميشه
سلام دوست من مدت یک ماه وقتی وارد داشبورد وبلاگم در وردپرس میشم اکثر اپشن ها مربوط به قسمت نوشتن را نداره به همین خاطر نمتونم اپ کنم میدونی علتش چیه؟