در ادامه قسمت اول این مطلب که مطالعه نمودید, تاکید کردم که باید یک تصویر صحیح از موفقیت خود در یک موضوع به ضمیر درونی خود بدهید . این گام اول ماست .مثلا فرض کنید شما بشدت میخواهید صاحب یک ابزار موسیقی مثل سنتور شوید و زمانی یک نوازنده سنتور ماهر باشید . اما نه پول کافی و نه زمینه مساعدی برای این موضوع در خود میبینید . کافیست در زمان هایی که تمرکز دارید مثل لحظه خواب مدتی به زمانی فکر کنید که دارای این شرایط هستید .به شما قول میدهم که بی هیچ شکی شما ان را پس از مدتی (که کاملا وابسته به خود شماست و نیز به زمان قبولاندن ان به ضمیر ناخوداگاه هتان میباشد ) ان را تجربه خواهید کرد . دلیل ان هم روشن است وقتی شما موضوعی را ملکه ذهن خود میکنید تمام نیروهای درونی شما بسیج میشوند تا شما به ان هدف برسید .
نکته دومی که بسیار مهم است اینست که از مقایسه خود با دیگران اجتناب کنید .
تا زمانی که به این کار اصرار دارید مشخصا خود را کمتر از دیگران خواهید دید و استعداد های خود را مشاهده نخواهید کرد . دقت کنید مقایسه به معنای ندیدن دیگران نیست ! منظور من از مقایسه برتری دادن مداوم دیگران و اظهار عجز در مقابل انهاست . به جای این کار خود را انسانی منحصربفرد بدانید و با نهایت سرعت به جلو بروید . استفاده از جملات مثبت و تکرار ان در این راه معجزه خواهد نمود .
جناب مجتبی زاده موضوع جالب دیگری را هم به این گفته من افزودند و ان اینکه ایشان در بررسی هایی که داشتند در خصوص درمان معتادان , بیان نمودند که من تاکنون هیچ معتادی را ندیدم که ماده مخدر مصرفی خود را پیدا نکند . ایشون افزودند که از انجایی که این افراد تمام فکر و ذکر خود را معطوف به پیدا نمودن آن میکنند اینست که حتما موفق میشوند . به عبارتی این افراد موقع خواب مطمئن هستند ( قدرت قبولاندن به ضمیر ناخواگاه را ببینید !) که فردا ان را پیدا خواهند نمود حال به هر قیمت که شده . ایشان مثال خوب دیگری نیز بیان نمودند که به نظر من مهمترین پیام ان ترسیم یک پایان خوش برای کارهاست و ان اینکه اگر به دنبال کاری هستید با ذهنیت مثبت از خانه خارج شوید اگر شما میخواهید به سراغ مستاجر خود برای دریافت اجاره منزل تان بروید به خود بگویید اگر به انجا برسم حتما کرایه خانه اماده است نه اینکه بگویید هم اکنون برای ندادن ان بهانه خواهد اورد !!
دکتر مورفی در کتاب قدرت فکر خود نوشته : روزی دختر جوانی به دفترم مراجعه و اظهار داشت که من قبلا در یک کلیسا بودم و سپس از انجا جدا و عضو کلیسای دیگری شدم و من یقین دارم اعضای کلیسای اول مرا نفرین خواهند کرد و از من ناراحت هستند ! و به همین دلیل دست به هر کاری میزنم خراب میشود ! به او گفتم که اینها همه از خود شما ناشی میشود و این ذهنیت شما و یقین به انهاست که شما را در کارها ناموفق میکند نه نفرین اعضای کلیسای اول !
باید به این نکته توجه داشته باشید که فکرها و اندیشههای انسان، اثر مستقیمی در روحیه دارند و روحیه نیز ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با کارها و رفتارهای انسان دارد.باید مقصود را در نظر بگیرید و خود را ازاد ببینید.ممکن است هوش شما در این میان به مداخله بپردازد ولی شما مانند یک کودک ساده لوح باقی بمانید و بر ایمان معجزه گر تکیه کنید.در عالم پندار تصور کنید به هیچ نوع بیماری مبتلا نیستید و مشکلی ندارید.حالت ازادی و وارستگی را که آرزو دارید داشته باشید در عالم پندار مجسم کنید.از این فرآیند هر نوع فرآیند تشریفاتی اداری را قطع کنید و به دور بریزید.
فکرهای انسان راهی تازه به مغزش نشان میدهد و سرانجام مغز او همان راه را طی خواهد کرد!
فکر میکنم صحبت در زمنه موضوع مهمی چون قدرت دورنی شما نیاز به مباحث بیشتری دارد . اما در حد خود آنرا به شما خواننده محترم بیان نمودم . مطمئن باشید انچه در اطراف شما با عناوینی چون چشم بد , جادو , اعمال خارق العاده مرتاض ها , انسانهای موفق و نابغه و… است همگی برگرفته از قدرت درونی افراد است که شما نیز براحتی میتوانید خود را مجهز به سلاح ضد ان و یا نمونه ان کنید .










سلام خواهش ميكنم در باره قدرت دروني بيشتر توضيح دهيد
یاد نتورک مارکتینگ افتادم
سلام . آخرش بود؟؟ . تاره داشت جالبتر میشد ….
نمیدونم چرا بعضی به این خرافات و جادو جمبل هنوزم که هنوزه اعتقاد خاصی دارن ؟؟؟
هنوزم هستن کسانی که میگن : فلانی برای من دعا گرفته . یا . من برای روکم کردن (اذیت شدن ) فلانی رفتم از دعا نویس دعا گرفتم و از این قبیل حرفها.
با تشکر.