امروز یکی از بدترین روزهای عمرم بود . ناخوادآگاه به خاطر لینکی که حسین مزیدی در وبلاگش بصورت سرگرمی گذاشته بود پایم به موضوع “صیغه ” باز شد و باز در این دنیای مجازی شاهد خزعبلات یک سری بظاهر دین دار هوس ران و …. در وب سایت های مختلف شدم.آن هم با چه آب و تابی بیان شده بودند (مثل همان داستان های سک/سیی که برخی از وبلاگ ها از رویا پردازی های مسخره خود مینویسند) . باور کنید عمرا فکرش رو هم نمیکردم روزی درباره “متعه” (صیغه ) مطلب بنویسم .چون بشدت به این واژه حساسیت دارم .نه من مطمئنا هر کسی که کانون گرم خانواده رو دیده از این واژه تنفر دارد مگر آنقدر خشک مذهب باشد که چشمانش را ببندد .به شخصه معتقدم بد دفاع کردن از یک امر صحیح بدترین ضربه رو به اون میزنه اما چاره چیه که نمیتونم تحمل کنم و از همین ابتدا میخوام اینو در حد یک نگرانی وبساز از موضوعی بدونید و برای قضاوت درباره خطر نشر این واژه خودتون برید و وبلاگ ها و وب سایت های مدافع و مخالف رو بررسی کرده و دربارش تصمیم بگیرید.پس ببخشید که وارد بحث تخصصی مطلب نمیشم و اونو به خودتون واگذار میکنم .

ازدواج موقت، راهحل یا توجیه فحشا؟
اما با صراحت میگم که من مخالف نشر چنین کلماتی در فرهنگ مربوط به خانواده ام!.تاکید میکنم بار منفی نشر اون بشدت بیشتر از بار مثبت اش در بین خانواده ها بوده و برای رفع مشکلات اجتماع باید اونو مدیریت کرد نه اینکه آزاد گذاشت و بنیان خانواده ها رو در معرض خطر قرار داد . از اینکه زمینه ای در دینم وجود دارد که اینگونه دستاویز عده ای شده و بستر خانواده های گرم رو مورد تهدید قرار میده به خودم میلرزم (البته ای نقص دین نیست بلکه نقص دینداره ).هر چند از مشکلات اجتماعی ازدواج هم نگرانم . اینکه بجای رفع مشکلات پیش روی جوانان و تسهیل ازدواج (برای مجردان) و بالا بردن فرهنگ همسر دوستی و زندگی سبز (برای متاهلین ) به دنبال راه فراری بنام صیغه هستیم , شرم میکنم . باید اعتراف کنم عصر عجیبی شده . یک راه حل دین برای برخی اسثتثناها و افرادی که ارضا نشدن و طاقت تحمل هم ندارند !!! (من که موضوع ندیدم کسی رو بکشه ) میشه ابزار دست یه عده هوسران که چشم خود رو میبندن . در جایی خوندم نوشته بود پیامبر (ص) فرمودن اگر یکبار متعه کنی درجه ات در حد اما م حسن و… همینطور میشود . باورتون میشه !!! استفاده از دین برای خرد کردن دین با استفاده از تحریف. جالبتر اینه که اصلا بیان نشده داستان نقل قول از پیامبر چی بوده , مخاطب کی بوده و… همینطوری یه نقل قولی میکنن برای توجیه خودشون وبدین ترتیب درجه امام حسن ع با یکبار متعه کردن بدست میاد !!! از این که بگذریم استفاده از کلام امامان برای صیغه در راستای هوس رانی از همه تاسف آورتره ..
دقت کنید من اصلا درباره اینکه ماجرای صیغه در معنای عام صحیحه یا نیست نمیخوام صحبت کنم.هیچ عنوان نمی خوام اظهار نظر کنم که در شرایط فعلی ، ازدواج موقت برای چه کسانی سودمنده و یا اینکه می توان مردان متاهل را و لو به قیمت فروپاشی زندگی مشترکشان در اقدام به ازدواج موقت ستایش کرد ؟! . این حساسیت من برای اینه که این کلمه بشدت برای خانواده ها خطرناکه . بی شک کسی که مشکلی در سر راه ازدواج دایم (اعم از معلولیت خاص ویا هر و هر وهر … مشکل دیگر ) داره برای ارضای نیاز جنسی خودش حق داره متوسل به صیغه بشه و این کاملا عقلانیه … اما اینکه هیچ حد و مرزی (در عمل) بجز وجدان برای یک مرد و رعایت “عده ” و…. برای یک زن در این میان مطرح نیست برای من مضحک ترین قسمت ماجراس.
به عبارتی بقدری نوع ترویج این موضوع برای من در وبلاگستان از طریق مراکز شیعه قابل تامله که حد نداره … با استناد به احادیث و… هزار جور منبع دیگه این امرو بقدری مقدس و مثبت جلوه میدهند که انجام اون رو معادل دارا شدن هزاران نوع ثواب و نزدیکی به ائمه و…. مطرح میکنند . واقعا انسانهایی که سیرتشون الگوی نسل های آتی بوده اینقدر اسیر هوای نفس بودند که اینقدر نقل قول رواج یافته؟ مطمئنا اینطوری نیست و این دستاویز هوسرانان برای توجیه کارشونه.هر چند این مدل ادم ها از درز دیوار هم بهونه مورد نظرشونو بدست میارند …. چرا برخی انسان ها حتی به شیوه های دینی که مخصوص استثنا هاس هم رحم نمیکنند و انها رو ابزاری برای برطرف کردن طمع اشون و نه نیاز بر طرف نشدشون (در بهترین حالت البته ) میدونند ؟چطور یکی میتونه بارها همسرش رو (اگر متاهل باشه و همسرش فرد نجیبی هم باشه و وفادار ) به هم آغوشی با زنان موقت ترجیح بده ؟ من واقعا متاسفم برای مشاهده صحنه های این چنینی.
با وجودی که هسته زیبای اسلام تنها صیغه رو محدود به واژه رفع نیاز جنسی کرده و بس , من در عجم چرا با وجودی که بار معنایی مثبت اون (در کاهش و گسترش فساد پنهان و پراکنده ) در مقابل تهدید و منفی گرایی اون در قبال خانواده ها, اینقدر پایینه , انسان هایی (که من تنها در سیرتشون هوس حیوانیچیزی نمیبینم (صرف داشتن هوس ایراد نیست )) , اینگونه چشم منطقشون رو بستند و با ذکر حدیث و نقل قول و…. خود و وجدانشون رو به باد دادند … .از این در عجبم چرا اینقدر که تاکید هایی بزرگان در ماهیت رفع نیاز جنسی برای کسانی که مشکل دارند و یا نیازشون داره اونا رو به فساد میکشونه , داشتند , هیچ انگاشته میشه و طوری با این موضوع برخورد میشه که یک بیننده احساس میکنه اگر شما هم روزی خانمتون گفت بالای چشت ابرواا , میتونید برید هر زنی که جلوی راهتون سبز شد رو صیغه کنید و جالب اینکه همسرتون هم بهتره هیچی نفهمه !! .
خوشبختانه کسانی که دید عمیقی به واژه عشق دارند و انتخاب مناسبی رو هم در زمان انتخاب داشتند , با جان و دل مفهوم حرفهای دست و پا شکسته بنده رو متوجه میشوند و ای کاش بیان من بقدری شیوا بود تا ماهیت این واژه خطرناک برای خانواده رو با تمام توان نمایش میدادم . چقدر برام جالبه که برخی زنان هم این رو حلال دونسته و با وجودی که از یک کنیز هم برای اون مرد بیشتر خانه داری کردند و نیاز های جسمی و روحیش رو برآورده کردند , قبولش میکنند که ریشه در عدم آگاهی و فرهنگ اطاعت کورکورانه و بدون فکر و تامل آنها داره .بقدری دوس دارم از این جاهایی که اینطور انسانهایی وجود دارند براتون از وبلاگ ها مثال بیارم که خدا میدونه اما واقعا دلم نمیخواد چشم کسی (مگر خودش ازم بخواد ) رو به این وب نوشته ها سوق بدم .
چه کسی مکافات چنین فرهنگ های مضحکی را خواهد داد….چرا بزرگان دینی عصر حاضر به جای جلوگیری و تاکید های مکرر درورود این واژه به حریم خانواده ها به جنبه دیگر آن در خصوص فوائد آن میپردازند که نیازی به توضیح بیشتر نیست و در خصوص نگرانی های جامعه کمتر حرفی به میان میآورند ؟
دوستانی که نیاز به منبع درباره این موضوع و توجیهات اون به من ایمیل بزنند تا منابع شیعه رو درباره علل ایجاد قانون شیعه ارسال کنم . تاکید میکنم ازدواج موقت برای کسانیه که به دلیلی نیاز جنسیشون داره اونا رو به فساد و هرزگی میکشه و صیغه به آنها توصیه شده .منظورم در این دردل خطر نفوذ این موضوع به خانواده های گرم و تاثیر گذاشتن بر آنها است . تاثیر و تبلیغ امری که یک فرد نیازی به اون نداره و تنها موجب تحریک طمع و تنوع طلبی حیوانی فرد میشه درسته ؟ ! به نظر شما آیا کسانی که در بند و اسیر شهوات بی حدو مرز خود هستند , ایا اصلا تقیدی به شرع دارند که با صیغه مشکل آنها را حل نمود ؟ به جرات بیان میکنم که صیغه خود عاملی برای فساد و هوس بازی شده و ماهیت واقعی خود را از دست خواهد داد .
در آخر بد نیست مقالهای در خصوص ازدواج های دائم رو بنام ”مساله تعدد زوجات از دیدگاه اسلام ” , نظر آیت اله مطهری , انتخاب و ازدواج با عشق و محبت , و…و… رو مطالعه کنید و عقل خود رو درباره این نوشته قاضی کنید . من که واقعا برام عجیبه .واقعا … خواهش میکنم وبلاگ من رو محل نظرات موافق و مخالف قرار ندید و خودتون برید در موردش تحقیق کنید هر چند موضوه ساده تر از این حرفاس .ممنون که به درد دل وبساز توجه داشتید .








البته من احساس شما را صميمانه درك مي كنم و اگر ما خودمان را جاي آن زني قرار بدهيم كه شوهرش با اين احكام با شخص ديگري همخوابي داشته باشه بهتر مطلب را متوجه ميشيم- و همينطور اگه شما خودتان را جاي مردي بگذاريد كه با دختري كه قبلا ازدواج موقت داشته ، ازدواج بكنيد مي فهميد كه اين ازدواج موقت چقدر مي تواند بنيان خانواده ها را نابود كند.
همه پسرها دوست دارند با دختران باكره و نجيب ازدواج كنند ، حتي هوسران ها،و همه دخترها دوست دارند وقتي با پسري ازدواج كردند آن شخص به آنها وفادار باشد پس چطور اين حكم را بصورت آْزاد مي خواهيم ترويج كنيم آيا اساس خانواده ها در خطر نيست؟
به نظر من دو مشكل اساسي در اين مسئله وجود دارد يكي مردان متاهل و ديگري دختران باكره، و اين گروه از افراد به نظر بنده تنها در صورتي مي توانند ازدواج موقت را انجام دهند كه بترتيب از زنان و سرپرستان خود اجازه كتبي دريافت كنند در غير اينصورت بايد بر آنان حرام باشد گر چه مي دانم عملي بودن اين پيشنهاد خيلي مشكل است ولي بدترين چيزي كه بنيان خانواده ها را نابود مي كند ترويج فساد از طريق مذهب است اين تخريب بنظر من از فسادي كه در اكثر كشورهاي ديگر است ، بدتر و مخربتر است
ازدواج دائم مسئوليت و تكليف بيشتری برای زوجين توليد ميكند ، بهمين دليل پسر يا دختری نميتوان يافت كه از اول بلوغ طبيعی كه تحت فشار غريزه قرار ميگيرد آماده ازدواج دائم باشد . خاصيت عصر جديد اين است كه فاصله بلوغ طبيعی را با بلوغ اجتماع و قدرت تشكيل عائله زيادتر كرده است اگر در دوران ساده قديم يك پسر بچه در سنين اوايل بلوغ طبيعی از عهده شغلی كه تا آخر عمر بعهده او گذاشته ميشد برميايد ، در دوران جديد ابدا امكان پذير نيست . يك پسر موفق در دوران تحصيل كه دبستان و دبيرستان و دانشگاه را بدون تأخير و رد شدن در امتحان آخر سال و يا در كنكور دانشگاه گذرانده باشد در 25 سالگی فارغ التحصيل ميگردد و از اين به بعد ميتواند درآمدی داشته باشد . قطعا سه چهار سال هم طول ميكشد تا بتواند سر و سامان مختصری برای خود تهيه كند و آماده ازدواج دائم گردد . همچنين است يك دختر موفق كه دوران تحصيل را ميخواهند طی كند .
آيا طبيعت حاضر است بخاطر اينكه وضع زندگی ما در دنيای امروز اجازه نميدهد كه در سنين شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج كنيم ، دوران بلوغ را بتأخير بيندازد و تا ما فارغ التحصيل نشدهايم ، غريزه جنسی از سر ما دست بردارد؟
آيا جوانان حاضرند يكدوره ” رهبانيت موقت ” را طی كنند و خود را سخت تحت فشار و رياضت قرار دهند تا زمانيكه امكانات ازدواج دائم پيدا شود ؟ فرضا جوانی حاضر گردد رهبانيت موقت را بپذيرد آيا طبيعت حاضر است از ايجاد عوارض روانی سهمگين و خطرناكی كه در اثر ممانعت از اعمال غريزه جنسی پيدا ميشود و روانكاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرفنظر كند ؟
دو راه بيشتر باقی نميماند ، يا اينكه جوانان را بحال خود رها كنيم و بروی خود نياوريم . به يك پسر بچه اجازه دهيم از صدها دختر كام برگيرد ، و به يك دختر اجازه دهيم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندين بار سقط جنين كند . يعنی عملا كمونيسم جنسی را بپذيريم آيا اين چنين پسران و دخترانی با چنين روابط فراوان و بيحدی در دوران تحصيل پس از ازدواج دائم ، مرد زندگی و زن خانواده خواهند بود ؟
راه دوم ، ازدواج موقت و آزاد است.
بدين ترتيب پسر و دختر دوران تحصيل خود را ميگذرانند بدون آنكه رهبانيت موقت و عوارض آنرا تحمل كرده باشند و بدون آنكه در ورطه كمونيسم جنسی افتاده باشند .
شهيد آيت الله مرتضی مطهری
نمی توان سر خویش کلاه بگدارم و خود را فریب دهم
اگر می توانستم حتما سیغه می کردم ولی نمی تونم.
اینها سنتهای کثیف اعراب جاهلی است که بنام خدا و دین
دارد در مملکت ما باب می شوند
صیغه یک راه حل احمقانه برای مشکل خود ساخته است! دوست عزیز صیغه سعی می کند یک نوع رفتار اجتناب ناپذیر را رنگ لعاب شرعی دهد، فقط و فقط همین! (همون کلاه شرعی خودمون)
به هرحال کسی که اسلام را با هسته زیبایش می شناسد باید به صیغه نیز بعنوان بخشی از آن احترام بگذارد. (تناقض در متن) مگر این که شما ادعا کنید تنها به آن بخشی از اسلام که با عقایدتان جور است پایبند هستید. (خیلی ها در ایران امروز اینگونه هستند)
دوست عزیز وقتی اسلام با آن هسته زیبا (البته به قول شما) موضوعی را محدود کرده ناچار بوده راه دیگری پیش پا بگذارد و صیغه عملی ترین از دید حکام شرع بوده! حالا یکی مثل من نه محدودیت قبلی را قبول دارد و نه صیغه. اما امکان رد تنها یکی یعنی تناقض!
——————
answer: سلام . شما مثل اینکه متن رو خوب نخوندید. کسی در این نوشته با صیغه مخالف نیست و در جملات مختلف تاکید شده . بیشتر دقت کنید ! درست به همین دلیل هم این نوشته یه قسمت اسلام رو قبول و قسمت دیگر رو نداره !! هم تنها چیزیه که در این نوشته اصلا به چشم نمیخوره !!
مشکل دقیقا خطر هجوم صیغه به خانواده ها و تحریک زندگی های گرمه .!! کسانی که مشکلی ندارند اما به خاطر اینکه صیغه هیچ محدودیتی در طرف قائل نمیشه (مگر وجدان خود طرف و هر چند تاکید میشه اون فقط برای برخیاس!) اینه هر کسی مجازه واردش بشه و این یعنی خطـــر !
بهتر بود کمی بیشتر دقت میکردید . موضوع صیغه نبود موضوع چیز دیگری بود ….
به نظر من طرح این قضیه صیغه چندشآوره. ظلم بزرگی است
————-
answer: کاملا با نظرت موافقم احساسم چیزی جز چندش نیست . کاری ندارم که چطوری میشه ازش برای کنترل برخیا استفاده کرد و چیزی که فلسفش (هر چند ممکنه درست باشه) بر اساس جنسیه و بس , در دنیای زیبای من جایی نداره و جاش فقط در میان همون جنس ادم هاس .
من با بخشهایی از نوشتهات موافق نیستم.
با این حال، لطف کن و برام یه دعوتنامهی بالاترین بفرست. خیلی احتیاج دارم:
farare84@yahoo.com
——————-
answer: سلام . هدفم در این نوشته این نبود این موضوعو به بحث بکشم . از سبک نوشتنم کاملا مشخصعه.مطالب های تخصصی من همیشه کاملند و حتی جمله بندیشون کامله . نه مثل این نوشته پست که در ساعت 3 صبح از روی شدت عصبانیت ام نوشته شده .
در مورد دعوتنامه باید بگم متاسفانه بری اینکه از سوء تفاهم ها بر حذر باشم از دعوتنامه هام استفاده نمیکنم .و برای همیشه خیال خودمو راحت کردم .
لطفا از سایر دوستان درخواست کن .
ممنون
فقط میتونم بگم دیگه هیچ چیزی اون جایی که باید باشه نیست! دردها کم نیستن … کو درمان؟ چرا اینجوری شدیم هم که بماند…!!!