در یک تحقیق اخیر انجام شده در دانشگاه لافایت، مقدار دو هورمون اصلی اکسیتوسین و کورتیزال را در 15 پسر و دختری که با هم رابطه صمیمانه عاشقانهای داشتند قبل و بعد از بوسه، و قبل و بعد از یک صحبت صمیمانه در حالیکه دستهای همدیگر را نگاه داشته بودند، اندازه گرفتند. محققین این آزمایش انتظار داشتند که در مقدار اکسیتوسین که بعنوان هورمون عاطفی و احساسی شناخته شده است، در هر دو گروه دخترها و پسرها افزایش ببینند. همچنین انتظار داشتند که در مقدار هورمون کورتیزال که به هنگام استرس زیاد میشود، کاهش ببینند چرا که بوسه عموما استرس را کاهش میدهد.
اما محققین از نتایج تحقیق متعجب شدند چرا که مقدار اکسیتوسین فقط در پسرها افزایش یافته بود و مقدار آن در دخترها چه پس از بوسه و چه پس از گفتگوی عاشقانه فرقی نکرده بود. به همین دلیل آنها دلایل دیگری را برای توجیه این نتایج آوردند که شاید دخترها به شرایط رمانتیکتری احتیاج دارند و فقط بوسه کافی نیست.

در تحقیق دیگری در دانشگاه راتگرز نیویورک، از مغز 17 نفر در حالیکه به عکسهای عاشقانه خیره شده بودند اسکن کردند. محققین فعالیت غیرعادی جالبی را در دو منطقه مغز مشاهد کردند، قسمتهایی از مغز که با لذت، انگیزه و پاداش درگیرند. این دریافت از این جهت جالب است که این مناطق مغز با مواد مخدری مثل کوکائین فعال میشوند. پس گویی که بوسه برای آدمیان مثل ماده مخدر عمل میکند.
و اما بوسه شاید چندان هم وجودش حتما لازم نباشد. خیلی از حیوانات نمیبوسند ولی جفت میشوند و تولید مثل میکنند. حتی همه انسانها هم نمیبوسند. در آستانه قرن بیستم، دانشمند دانمارکی در توصیف نژاد فیننیش میگوید که آنها با هم حمام میگیرند ولی بوسه برایشان عمل سخیفی به حساب میآید. در سال 1897 آنتروپالژیست فرانسوی، پاول، گزارش داد که چینیها بوسه بر لب را به اندازه آدمخواری ترسناک میدانند. در مونگولیا پدران پسرهایشان را نمیبوسند و فقط سرشان را به نشانه محبت میبویند. بر اساس مطالعات فیشر، محقق آلمانی، حدود 650 میلیون از آدمها اصلا نمیبوسند.
محققین دریافتهاند آن دسته از آدمها که میبوسند، بیشتر مواقع به هنگام بوسه سرشان را به سمت راست خم میکنند و این قضیه ربطی به راست-چپ دست بودن شخص ندارد. بلکه این عدم تقارن احتمالا به عملکرد نامتقارن مغز مربوط است که بعضی از فعالیتهای مغز مثل مکالمه و آگاهی از محیط اطراف تنها در یک طرف مغز قرار دارند.
تحقیقات دیگر نشان میدهد که حدود 80 درصد مادرها نوزادشان را در سمت چپ بغلشان در آغوش میگیرند که نوزاد در نتیجه میبایست برای شیر خوردن پس به سمت راست خود بگردد. در نتیجه ممکن است که خم شدن گردن آدمها به سمت راست یک رفتار یادگرفته شده باشد که با گرما و احساس امنیت آغوش مادر در ارتباط است.
از طرف دیگر محققین دیگری هم هستند که معتقدند که خم کردن گردن به سمت راست تنها یک رفتار فیزیکی برتر انتخاب شده توسط مغز است و نه لزوما یک رفتار احساسی فراگرفته شده از دوران کودکی.
به عقیده برخی از محققین بوسه ممکن است از عمل جویدن غذا توسط مادرهای اولیه و سپس دادن آن غذا به کودک خویش از طریق دهان به دهان، مشتق شده باشد و در طول زمان به شکل امروزیاش تکامل یافته باشد. برخی دیگر از محققین معتقدند که بوسه در انتخاب جفت نقش اساسی در سیر تکاملی انسان بازی میکند. علیرغم همه این مشاهدات، بنظر میرسد که بوسه همجنان به عنوان یک تز علمی کامل باقی مانده است.
متن دوم :
مي گويند تاثير بوسه بر جسم آدمي به اندازه دو صد متر است . وقتي کسي را مي بوسيم 29 عضله فعال مي شود ( به ويژه عضله اي بنام musculus orbicularis oris ) . از غده فوق کليوي هورمون آدرنالين و از غده لوزالمعده انسولين ترشح مي شود ، همچنين بوسه ايمني بدن را افزايش مي دهد . بوسه تپش قلب را به 150 ضربه در دقيقه و فشار خون را به 180 ميليمتر جيوه افزايش مي دهد . چشيدن و مکيدن از نيازهاي پايه اي آدمي است ، بوسه مانند سيگار کشيدن يا خوردن و آشاميدن اين دو نياز را ارضا مي کند بوسه همچنين يک نمايش است . براي مثال وقتي دولتمردان همديگر را در انظار عمومي مي بوسند ، بوسه نزديکي دو نوع سياست را نمادين مي کند ؛ بوسه مي تواند نمايانگر چاکرمآبي ما باشد ( دستبوسي ) وقتي ورزشکاران جام قهرماني را مي بوسند در ان لحظه از پيروزي خود شاد هستند و به خود مي بالند و شادي و غرور خود را با بوسه اي بر جام قهرماني به نمايش مي گذارند .
بوسه پهلوانان بر گود زورخانه نمايانگر احترام آنان به ميدان ورزش است . بوسه مومن بر مهر نماز ، نمايانگر تقدس يا تقدس نمايي اوست و وابستگيش به خاک . روانشناسان معتقدند زوج هايي که پس از چندين سال زناشويي هنوز يکديگر را با عشق مي بوسند رابطه اي پايدار و سالم دارند .
بوسه بر طول عمر مي افزايد و وقتي که دو نفر ب لب هاي هم بوسه مي زنند در آن لحظه کاملا با هم برابرند . احتمالا به همين دليل بوسه نه تنها ميل به همآغوشي را افزايش مي دهد بلکه در آن لحظه آدمي احساس مي کند جهان امن است و تنها نيست و زندگي معني پيدا مي کند ، بوسه در اين مفهوم يک سنت چندين هزار ساله است .
ما با هر بوسه چشم مي بنديم بر درگيريها و گرفتاريهاي زندگي روزمره ، بر حقارت ها و کينه توزيها و با هر بوسه بر قدمت اين سنت مي افزاييم . افلاطون معتقد بود که با بوسيدن لب هاي معشوق روح عاشق و معشوق به هم مي آميزد .

در غزل سليمان در وصف بوسه آمده است : ” اي خواهر و عروس من بوسه هايت چه بسياز لذيذ است ، بوسه هايت از شراب چه نيکو تر است ” .
در ترجمه کتاب مقدس به فارسي در اين دو سوره همه جا بجاي بوسه مترجم کلمه محبت را آورده است ، هر چند که بوسه نمايانگر محبت است اما محبت نمي تواند جايگزين بوسه باشد و اين نشاندهنده اين است که از قديم در ايران بوسه را از ادبيات کنار گذاشته بودند ؛ در ادب کهن و در ادبيات معاصر اثري را نمي توان يافت که صرفا به بوسه پرداخته باشد . قاضي ربيحاوي ( داستان نويس و نمايشنامه نويس ) نمايشنامه اي دارد بنام ” سرگذشت ماچ ” .
در رومئو و ژوليت و در تريستان و ايزوليد بوسه نشانه عشق است و ايثار تا مرگ . در سفيد برفي از افسانه هاي قديم بوسه در مفهوم نجات و رهايي از جادو آمده است .
بر اساس تحقيقات مردم شناسان 87 درصد انسان ها صرف نظر از تعلقات فرهنگي با بوسه به آن مفهوم رمانتيک و عاشقانه آشنا هستند . در کاماسوترا 30 نوع بوسه وصف شده است . اروپايي ها اوايل گمان مي کردند مسلمانان و بودايي ها و هندوها و برهمن ها بوسه را نمي شناسند ، غافل از اينکه در اين فرهنگ ها فرد يک رفتار دوگانه دارد . مثل معماري خانه هاي قديمي ايران که اندروني و بيروني داشت . ما يکديگر را پنهان از چشم اغيار در اندروني خانه هامان مي بوسيديم .
پهلوانان و عياران البته شانه هاي يکديگر را به احترام مي بوسيدند ، ممکن است بعدها اين رسم تبديل شده باشد به بوسيدن گونه ها !
بوسه نه تنها يک پديده عاطفي است بلکه جنبه نمايشي هم دارد ، احتمالا به همين دليل بيش از آن که در ادبيات داستاني و در ادبيات تغزلي نمود يابد در سينما و تئاتر نمودي نمايش يافته است . بوسه برانگيزاننده است و به خاطر همين خصلت برانگيزاننده اش ، تنگ نظران در پوشش اخلاق سعي داشتند آن را از پرده سينما حذف کنند ( هر چند که در ايران سالهاست که حذف شده ) . در دهه 30 در دوره مک کارتي که بعدها به دوره ” پوريتانيسم ” معروف شد ، بازيگران طبق يک دستورالعمل از پيش تعيين شده مي بايست يکديگر را ببوسند به اين ترتيب که در حالت نشسته يا ايستاده يکديگر را مي بوسيدند و به هيچ وجه اجازه نداشتند کنار يکديگر دراز بکشند و به بوسه بازي مشغول شوند . با اين حال در فيلم ” بر باد رفته ” ( که ديدنش را به همه شما توصيه مي کنم ) که در آن ايام ساخته شد بوسه کلارک گيبل و ويوين لاي از برانگيزاننده ترين بوسه هاي تاريخ سينما به شمار مي آيد .
مي گويند هيچکاک وقتي در يکي از فيلم هايش بنا بود کري گرانت ، اينگريد برگمن را ببوسد براي گذشتن از سد سانسور فيلمنامه را تغيير داد ، گرانت و برگمن روي بالکن همديگر را مي بوسيدند که تلفن زنگ مي زد ، گرانت و برگمن از بالکن به اتاق خواب مي رفتند و يکديگر را همچنان هر چند ثانيه
مي بوسيدند و بدين ترتيب تا به تلفن برسند اين توهم در تماشاگر ايجاد مي شد که اين بوسه پايان ناپذير است . اين بوسه بعنوان طولاني ترين بوسه به تاريخ سينما پيوست .










aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaali
hija chenin matlabe jalebio peida nakarde budam vaghean dagh bud
خوب مینویسی داداش
jaleb bod darmorde virosesham benevis
etelaate mofidi bud
thanks
سلام اميرحسين-خيلي جالب بوى-اميىوارم دوباره از این مطالب جذاب تو بخونیم
بلاگ جالبی داری موفق باشی!
salam khaste nabashi jaleb bood
in maghale vaghean vase man jaleb bod….chon gahi adam mifahme che chizaye sadei mitone tasirate bozorgi dashte bashe…….ama on ghesmat ke madar bacharo migire samte chapesh,,,fekonam vase ine ke bache az samte rast michasbe be ghalbe madar.. va tapesheshe ghalbe madar aramesho mohabato be nozad enteghad mide…
جالب بود.
(-:
امير حسين جان وبلاگ خوبي داره موفق باشي.
اگه مايل باشي با هم تبادل لينك يا فيد بكنيم.
http://www.key1one.wordpress.com
midooi ye natijeye jaleb gereftam madar bacharo mizare samte chapesh injoori ke gofti bache az hamoonja yad migire ke bayad be samte rast kham beshe baraye mohabbate madar pas in to bozorg sali barash ye gharize mishe movafeghi?
پاسخ : سلام . بعید نمیدونم . با این تحقیق میشه همچین نظری داد . اما نکته اینجاس که دقیقا نمیتونم اثباتش کنم .
ممنون از نظرت .