اغلب زوجهای جوان حتی اگر در گذشته، بهترین دخترها و پسرها برای خانوادههایشان بودند، در زندگی مشترک با همسرشان، دچار اختلاف میشوند. کسی نمیتواند ادعا کند که تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجیده است. بعضیها به خاطر جر و بحثهایی که پیش میآید، احساس میکنند که ازدواجشان موفق نبوده است. با این حال، خود را ناگزیر به سازش با همسر میدانند؛ اما اختلاف آنها، مثل آتش زیر خاکستر، باقی میماند. در این موارد، لازم است هر یک از زوجین فقط این سوءال را از خود بپرسند که «چقدر برای بهبود روابطمان زحمت کشیدیم»؟
اغلب ما در برابر این سوءال، ابروها را بالا انداخته، با چشمانی از حدقه بیرون زده و قیافهای حق به جانب، میگوییم : «خیلی».
حقیقت امر این است که ما زحمتهایمان را حساب شده نکشیدیم.
آیا تا به حال سعی کردهایم که ریشه اختلافات را پیدا کنیم و مسائلی را که سد راه خوشبختی ماست، برطرف کنیم؟
آیا تا به حال خواستههایمان را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشتهایم تا ببینیم کدام ارزش را باید فدای ارزش دیگر کنیم؟
آیا تا به حال فکر کردهایم که ما میتوانیم با کمی سعی و تلاش، زندگی مشترکمان را سرشار از شادی، عشق و محبت کنیم؟






به نام خدا
با سلام
من خيلي عاشقانه ازدواج كردم و بسيار قبل از ازدواج در هر موردي تفاهم اخلاقي و نظري داشتيم اما همين كه ازداوج كرديم تفاوت اخلاق ها و البته فرهنگ ها و نحوه زندگي كردن در دو خانواده متفاوت بسيار مشخص شد من به هدف عشق ورزيدن و البته با عشق زندگي كردن ازدواج كردم و مطمئناً هم همسرم با اين هدف ازدواج كرده ما بحث و دعواي آنچناني نداشتيم اما اختلافمان خيلي بود كه حتي تك تكمان در خلوتمان تعجب از اين همه اختلاف نظر مي كرديم اما مسئله اين بود كه يا من مي بخشيدم يا او يا من كوتاه مي آمدم يا او آن هم بخاطر علاقه اي كه به هم داشتيم
مي خواهم اين را بگويم با عشق همه چيز حل مي شود باورتان نمي شود من خودم به شخصه با عشق حتي مشكل پول را هم حل كردم!!!!
اگر ازدواج سنتي نباشد و از روي عشق و صادقانه باشد همه چيز حله – در ضمن همسرم بسيار مرد روشنفكري است با اينكه سن بسيار پاييني هم دارد مثل خودم اين هم ملاك است سن و سال و البته به قولي پايه بودن واسه هم ديگه – من خودم 64 و همسرم 60
مي خوام بگم علت هاي زيادي رو مشه آورد براي ازدواجي موفق خانم يا آقاي كه انتخاب مي كنن بايد باهوش و كمي مصلحت انديش باشن
و عشق و صداقت نقش اصلي ذهن و روحشان باشد تا در زندگي موفق باشند مثل من و همسرم
من با حرف هاي زهره خانم موافق هستم ما ميشه گفت كليشه اي هستند ما بايد از نمونه واقعي پيروي كنيم و البته امروزي
احترام يه بحث كلي هست و نميشه اين گونه در موردش صحبت كرد اگر خواستين مي تونم تجربيات به تفاهم رسيدن در زمينه هاي مختلف رو در اختيارتون بزارم
من و همسرم در هر زمينه اي كه در باورتان نمي گنجد هم به تفاهم رسيديم البته موضوعاتي هم هستند كه بعدا در طول زندگي براي زوج ها پيش مي آيد ولي الان ميشه با كمي زيركي و باهوشي از هر دو طرف تمامي مشكلات را حل كرد
با تشكر از اين فرصتي كه به من داديد.
موفق باشيد
با سلام
مساله ازدواج این روزها ذهن تمام جوانها را به خودش مشغول کرده نه تنها جوانها را که بسیاری از آدمها را
چرا که اونی که ازدواج نکرده اونچه که می بینه طلاق و مشاجره های زوج های جدید وقدیمه .
اونی که ازدواج کرده دنبال یک راه برای فرار از آتیشی که به پا کرده .
این روزها صدای بوق ماشین عروس را که میشنوم دست و دلم می لرزه که . . نکنه این یکیم پایانش بشه مثل مال من
میدونی چرا ؟؟؟؟؟
چون انگیزه و هدف اصلی در ازدواج معلوم نیست
دختری که ازدواج می کنه می خاد یه نفر از صبح تا شب قربون صدقش بره و هی از تیپ وهیکلش تعریف کنه
پسره هم می خاد فقط قدرت نمایی کنه و بگه بله من مردم !هر چی بگم همونه
واقعاا چرا نمی خواهیم بفهمیم مفهوم ازدواج یه چیزی فراتر از همه ایناست
یه همدم که بدونی تو شرایط سخت در کنارته
یه دوست که بتونی به راحتی باهاش درد دل کنی
یه همراه که در رسیدن به اهدافت کمکت کنه
یه مونس یه تکیه گاه یه منبع آرامش
به خدا می شه اگه به خواسته های هم احترام بگذاریم
بابا هر کدوم از ما یه انسانیم با افکار جداگانه وقابل احترام
بیایید بیشتر به هم احترام بگذاریم وکمتر در صدد تسخیر روح دیگری باشیم .
نظر مناسب و قابل تاملی برای خوانندگان خواهد بود . ممنون
[...] من می توانم با همسرم بهتر برخورد کنم؛چگونه؟ [...]
ممنون، مثل همیشه جالب و مفید.