آقا/خانوم جون!! در اين كه من خيلي خوشتيپ، باحال،توپ،باكلاس،دوستداشتني،مهربون
و…. و در يك كلام: هلو هستم، شكي نيست!! اما بنده هيچ تغييری نكردهام!!
برای اين كه متوجه مدل وبلاگنويسي اين حقير بشويد، بايد بگويم كه از مدل گوگل
الگو گرفتهام.گوگل كارش را با «جستجو» شروع كرد و هنوز نيز مهمترين قسمتي كه بر
روی آن تلاش ميكند جستجو است.اما به مرور زمان سعي كرد در بازارهای جديد نيز بخت
خود را آزمايش كند.گاه اين بازارها موفق نبودند و آن را رها كرد و گاه خوب جواب
گرفت مثل ويديو-مپ-ارث و… اما هنوز كار اصلي گوگل سرچ است.
من وبلاگم را با مباحث مرتبط با آیتی (و بخصوص web اونم تبیان) شروع كردم.هنوز
هم اصليترين نوشتههای اين وبلاگ(بيشترين حجم و بهترين نوشتهها) مرتبط با اين
مقوله است.
اما دوست دارم خودم را محدود به وب نكنم.(هرچند پايه و اصل اين وبلاگ
است).در كنار ان ميخواهم از چيزهایی كه برايم جالب است، از افكار، احساسات ،عواطف
، عقايد و نظرياتم و حتي از اشتباهاتم بگويم.ميخواهم بگويم كه اينترنت با تمام
عظمتش را با يك جمله از كانت يا آدورنو يا هايدگر يا ماكس وبر يا فرويد يا بورخس
عوض نخواهم كرد( اين جمله را كسي ميگويد كه مدتهاست معتاد وب است!).اعتقاد راسخ
دارم كه تكنولوژی ( و بخصوص وب ) وسيلهای است برای نزديكتر شدن انسانها به هم
.روزی كه انساني در پشت خط نباشد، اينترنت پشيزی برايم نميارزد.خجالت نميكشم از
اين كه بگويم به تكتك انسانها عشق ميورزم و وب را از اين جهت دوست دارم كه مكانی
است برای آشناشدن من با ديگران، فهميدن آنها و عشق ورزيدن به آنها.
تنها اينترنت مورد علاقه ما نيست؛ در طول روز همه ما به موزيك گوش ميدهيم، كتاب
ميخوانيم ، روزنامه و مجله ورق ميزنيم ، فيلم ميبينيم و در اعماق قلب خود
احساسات خود را مرور ميكنيم.همانگونه كه هر لحظه افكار ما در مغزمان در تلاطم
است.
وب جديد تنها يك امكان است-يك ظرفيت، كه به ما اين قدرت را ميدهد تا تمام
اين نكات و خصلتهای انساني خود را با ديگران به اشتراك بگذاريم و سهيم باشيم.مطمئنا
روزی كه انساني -با تمام پيچيدگيهايش و نقاط قوت و ضعفش-نباشد ، اين تكنولوژی با
تمام ابهتش نميتواند جايگاه والای خود را داشته باشد.
احتمالا تا مدتها سعي خواهم كرد تنها به جنبههای تكنيكي كاربپردازم، اما مطمئن
باشيد نكات گفته شده در اين مطلب از ابتدا بوده، اكنون هست و تا پايان نيز خواهد
بود؛ چرا كه قويا معتقدم:
“مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي، كعبه و بتخانه بهانه”





